بعد از این خوب و بدش باشد پای خودمان


انتخابی است که کردیم برای خودمان


این وآن هیچ مهم نیست که چه فکری بکنند


غم نداریم بزرگ است خدای خودمان


بی خیال همه با فلسفه اشان خوش باشند


خودمان آیینه هستیم برای خودمان


ما دو رودیم که حالا سره دریا داریم


دو مسافر همه در آب و هوای خودمان


احتیاجی به در و دشت نداریم اگر


رو به هم باز شود پنجره های خودمان


درد اگر هست برای دل هم میگوییم


در وجود خودمان هست دوای خودمان


دوست داریم که نفهمند.. بیا بعد از این


خودمان شعر بخوانیم برای خودمان

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم


دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت


بنشینم سر رو شونه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن


تو...اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش


بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام


وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم اری من تورا دوست دارم


وعاشقانه تو را می ستایم