به جهنم که دلم پیش دلت ماند گرو.....!

به جهنم که دلت طاقت مرداب نداشت

بالش از گریه ی تو ثانیه ای خواب نداشت

به جهنم که دلت پیش دلم ماند گرو

خسته ام از شب آلوده ی تردید برو

شعرهای تو سکوت غم پاییز شدند

از تمنای شب حادثه لبریز شدند

باز دیدار تو و شعر و غزل تکراری ست

موج تکرار تو بر عمق وجودم جاری ست

بی تو من باز نفس می کشم و می مانم

تو نگو فاصله سخت است خودم می دانم

عشق یک حرف دروغ است که مجنون زد و رفت

ناله ای بود که از یک دل پر خون زد و رفت

پیش این درد که بر هر دل مرداب زدست

مرگ تقدیر که بر قافله ی خواب زدست

من به دنبال تو و عشق خیالی باشم ؟

فکر پر کردن یک دفتر خالی باشم؟

تو که امروز برایم سر پر شور و شری

باز فرداست که از روی دلم می گذری

بی تو من در تپش ثانیه ها می میرم

    
به جهنم!من از این عقربه ها دلگیرم……

عشق دروغین

میتوانم کسی باشم که آسمانش پرستاره است

                     رنگ عشق را ندیده ولی عاشق است.

                                                میتوانم شمعی باشم که عاشق هزار پروانه است

                                                                       سوختن پروانه را باور ندارد و مثل خورشید گرم گرم است.

میتوانم سرابی باشم برای دلها

                         زخمی باشم برای دردها

                                           سنگی باشم برای شکستنها

                                                                        میتوانم بشکنم دلها را

                                                                                             به بازی بگیرم قلبها را

                                                                                                                        و بسوزانم نامه ها را.

میتوانم دو رنگ باشم یک قلب رنگارنگ داشته باشم

                                           میتوانم در آغوشها بخوابم و آرام باشم.

                                                                               در مرامم نیست اینگونه باشم

                                                                                            دلی سیاه و قلبی پر ازدحام داشته باشم .

                  آسمانی بی ستاره دارم

                                             قلبی آواره دارم

                                                           نه شمع هستم و نه خورشید

                                                                                          من یک دل مهتابی دارم.

من که دلم پر از درد است پس چگونه مرحمی برای دردهایم باشم؟

من که خود یک دلشکسته ام ، در غم عشق نشسته ام پس چگونه باید آرام باشم?

                          نمیتوانم بنویسم قصه رفتنها

                                                                                          غرق شدن در سراب دلها را

مینویسم که اسیر دلهای بی وفا بودم ، هنوز قصه تمام نشده ، من نیز قربانی یک عشق دروغین بودم.

دوباره دلم گرفته

دوباره آسمان این دل ابری شده .
دوباره این چشمهای خسته بارانی شده .
دوباره دلم گرفته است و شعر دلتنگی را برای این دل میخوانم.
میخوانم و اشک میریزم ، آنقدر اشک میریزم تا این اشکها تبدیل به گریه شوند.
در گوشه ای ، تنهای تنها و خسته از این دنیا .
دوباره این دل بهانه میگیرد و درد دلتنگی را در دلم بیشتر میکند.
خیلی دلم گرفته است ، مثل همان لحظه ای که آسمان ابری می شود.
خیلی دلم گرفته است ، مثل همان لحظه ای که پرنده در قفس اسیر است و با نگاه معصومانه خود به پرنده هایی که در آسمان آزادانه پرواز میکنند چشم دوخته است.
دلم گرفته است مثل لحظه تلخ غروب ، مثل لحظه سوختن پروانه ،
مثل لحظه شکستن یک قلب تنها .
دوباره خورشید می رود و یک آسمان بی ستاره می آید و دوباره این دل بهانه میگیرد.
به کنار پنجره میروم ، نگاه به آسمان بی ستاره .
آسمانی دلگیرتر از این دل خسته .
یک شب سرد و بی روح ، سردتر از این وجود یخ زده.
خیلی دلم گرفته است ، احساس تنهایی در وجودم بیشتر از همیشه است.
تنهایی مرا می سوزاند ، دلم هوای تو را کرده است.
دوباره این دل مثل چشمانم در حسرت طلوعی دیگر است.
آسمان چشمانم پر از ابرهای سیاه سرگردان است ، قناری پر بسته در گوشه ای از قفس این دل نشسته و بی آواز است.
هوا ، هوای ابریست ، هوای دلگیریست.
میخواهم گریه کنم ، میخواهم ببارم .
دلم میخواهد از این غم تلخ و نفسگیر رها شوم .
اما نمی توانم…
دوباره دلم گرفته است ، خیلی دلم گرفته است،
اما کسی نیست تا با من درد دل کند ، کسی نیست سرم را بر روی شانه هایش بگذارم
و آرام شوم… هیچکس نیست!

ای خدای مهربون دلم گرفته...!

خدا می خواست امتحانم کند. ولی خداجون امتحانت خیلی سخت بود...خیلی سخت... .

دلم گرفته ازاین رویای غمگین وسرد. از رویایی که آدمهای تو اجازه ام نمی دهند که بگویم. رویایی که غمگین شده است ومن توانایی گرمی بخشش را ندارم. رویایی که شبم را رنگین می کرد.

دلم گرفته، ازآسمان، که دیگر برایم نمی بارد. آن وقتها وقتی دلم می گرفت باران می بارید ومن زیرباران قدم میزدم، زمانی می شد که باهم می خندیدیم. ولی انگار حالا همه با من قهراند و همه فکر می کنند من قهرم. دیگر حوصله هیچ چیز را ندارم. من نه از سنگم. قلبم از نرم نرمک میپژمرد و هیچ کسی نیست که دراین سرزمین مرا یاد کند. تنم سخت است و دلم ... .

دلم گرفته از زمین و زمان. دلم گرفته... . خنجرکی که برسینه ام خورده و مرهمش نوش دارو ست و پادشاه کیکاووس.

من از نزدیک خورده ام، من مرده ام وهیچ کسی نیست که بداند و درک کند. من نه شادم و نه خوشحال. من نه سبز  و نه خرم. من نه آنم و نه این. و من هیچم و هیچ من.

دلم گرفته از خودم. از کلام و همنفسم. از درد و درمانم. از زخم و لبهایم و از قلب و اشک هایم. کلامم بر همنفسم می تازد. دردم را درمان فراموش شده است. زخمم را بوسه ام بر لب نیست. و قلبم که اشکم را نه به شادی و نه از غم، زمنزل گاه خود بیرون می راند. و من باز تنهای تنهایم. همانند 21 سال و 2 ماه و 10 روز پیش. همانند ... همین حالا. من تنهای تنهایم و هیچ کسی نیست که مرا دراین تنهایی یاری کند.

دلم گرفته از خدا...آره از خدا هم دلم گرفته. چون خداهم کمکم نمی کنه. هر که درکلبه ی تنهاییم آمد ، خود گم شد و نتوانست برتنهاییم یاوری باشد. هر که آمد بر دلم تاخت و خاکی بلند کرد و با چوب سواری اش لکه زخمی بر دلم گذاشت و تاخت. من خدارا داشتم. خدا را دوست می انگاشتم وخدا مرا دوست می داشت. به دلم بد افتاده. به دلم ناخلف راه داده. من دلم ازدروغ بیزاراست، نمیدانم چرا دروغ را به لبم فرستاده. خدایا! نازنینم! بهترینم! یاور شبهای بی کسی ام. جز توکسی که از دلم خبر ندارد. جز تو کسی که از من کلامی ندارد. جز تو کسی که مرا ادراکی ندارد...چرا اینگونه بر سرم می کنی؟... چرا بر دلم تار رسوایی می زنی. گله کردم چون گله مندم. بی اشکم چون یک مردم. قدم می زنم چون غرورم را دوست دارم. ولی برای من، که غروری ندارم... . خدای من، بر دلم صبرت روانه دار که مرا دیوانه ی میخانه می کند این دل. رسوای عالم می کند بی هیچ، و نابود دریایی می کند بی حتی یک تکه چوب. هر کسی به فکر خودش شد یار من، و هیچ ندانست من که ام و چه؟

دلم از تو تنگ است... نه ... برای تو تنگ است. همیشه حرفایم را گوش دادی و هیچ نخواستی. همیشه درسهایم یاد دادی و هیچ بر دستم نزدی. ولی  من مرده ای هستم که جسمش برای آبروی یک انسان حرکت می کند، حرف می زند و برای آنکه دوست دارد دعا می خواند...

دلم گرفته از ... .

دلم برایت تنگ شده

عزیزم دلم گرفته
دلم برایت تنگ شده
دلتنگ گرفتنت دستهای گرمت هستم
دلتنگ بوسیدن گونه هایت هستم
آنقدر دلتنگم که اینک آرزو دارم حتی یک لحظه نیز از راه دور تو را ببینم
عزیزم دلم گرفته ، دلتنگت هستم
کاش همیشه در کنارم بودی تا دلتنگی به سراغم نمی آمد
کاش همیشه در کنارت بودم تا هیچگاه دلم نمیگرفت
هیچگاه نفهمیدی چقدر به وجودت ، به آن آغوش مهربانت نیاز دارم
هیچگاه نفهمیدی چقدر تو را دوست دارم
کاش به سر میرسید ثانیه های دلتنگی
کاش اولین ثانیه در کنار تو بودن فرا میرسید و هیچگاه نیز به پایان نمیرسید
به یادت هست روز دیدارمان خیره به چشمانم شده بودی ، من هم غرق در چشمان نازنین تو بودم
اینک دلم برای چشمانت یک ذره شده ، تو هم دلت برایم تنگ شده؟
هنوز مثل قبل مرا دوست داری؟ هنوز برای دیدنم لحظه شماری میکنی؟
هنوز وقتی در کنارم نیستی بیقراری میکنی؟
طاقت دوری تو را ندارم عشق من ، مگر من جز تو چه کسی را دارم ، تو را دارم که دنیای منی
خدایا این دنیای زیبا را از من نگیر
دلم برای دنیایم تنگ شده دنیای من
دلم گرفته ای دنیای من
راستی خیلی میترسم! میترسم تو را از دست بدهم …
میترسم دوباره تنها شوم ، دوباره همسفر غمها شوم
بیا در کنارم تا آرام شوم ، بیا در کنارم تا دوباره خوشحال شوم
بیا در کنارم تا دوباره دنیای زیبای خودم را از نزدیک ببینم
عزیزم خیلی دلم برایت تنگ شده …

««نویسنده :» مهدی لقمانی »»

دوسم نداشتی

http://boo3baran.persiangig.com/cartpostal/cp-279.jpg

من میخوام بهت بگم دوسم نداشتي
توی قلبت واسه من جایی نداشتي
ندونستی قدر این عشق و دلم رو
تو نخواستی خودمو مهر دلم رو
یه روزی چشمای نازت منو از یاد میبره
ولی این دل که مهاله تورو از یاد ببره
اگه روزی یاد من توی دلت جونه کرد
یاد این روزا رو از توی دلت بهونه کرد
منو بی وفا نخون و نگو از یاد منو برد
بی وفا من نبودم غرور تو بود منو برد
شاید حرفای دلم سبک بیاد تو خاطرت

نشونم نشون امروز می مونم تو خاطرت ...

 ***************

نگو عاشق نبودم
برات لایق نبودم
نگو توی خیالت
از اول مرده بودم
نگو آخر راهیم
نگو پر از گناهیم
نگو تو بی کسیمون
یه بغض بی پناهیم
بگو دوسم نداشتي
برات بازیچه بودم
بگو فکرت هوس بود
اسیر سایه بودم
بگو اینا بهونه س
تو از عشقم بریدی
صدای هق هقم رو
تو هرگز نشنیدی
تو رفتی اما یادت
تو هرم لحظه هامه
خوابه حضور با تو
هر شب توی چشامه
بدون با اینکه رفتی
هنوز دلم باهاته
چشم انتظار عشقت
زنده با خاطراته

 *******************

میخوام برم از پیشت
اینجا دیگه جای من نیست
به پای کی بمونم
اون دیگه پای من نیست
دلم از غصه پر شده
طاقت خوندن ندارم
تو دیگه منو نمی خوای
طاقت موندن ندارم
یاد اون روزا
روزای خوب عشقمون
یادته میگفتی عزیزم
تا همیشه پیشم بمون
چرا دوسم نداشتي
چرا ازم گذشتی
رفتی منو با دل عاشق
تو بی کسیهام تنهاگذاشتی
من همیشه به یادتم
تو همیشه یادم بمون
وقتی که رفتم از پیشت
گریه نکن نگو پیشم بمون

تولدت مبارک

سلام

دو فنجان مکث و چند نقطه چین به احترام نام قشنگ یکی یه دونه باغ دلم ٬

تک ستاره ی شب های تار و سیاهم٬ فدای اون نجابت نگاهت٬ قربون اون گلبرگ تنت٬

خوبی؟ سرسنگینی؟ عیبی نداره٬ بهتر از اینکه بشنوم غمگینی.

بزرگ شدی قهرمان! تو بزرگ شدی و من کوچک.

دارم پا به پای شمع تولدت قطره قطره آب می شوم

 منت سر تقویم هامون گذاشتی٬ بهار رو خجالت دادی و اردیبهشت را سرافزار کردی.

آن عدد را تا ابد شرمنده ی خود نمودی. زیبا! این جا به احترام تولد تو٬ یک شمعدانی

و یک شمعدان خالی و یک شمع٬ جدا جدا در حال سوختنند.

و من امروز به نیت گام نهادن تو به بیست و یکمین بهار زندگی ام٬

 بیست و یک بار خدای برگ های مسافر پاییزی را سجده کردم٬

بیست و یک گل نرگس را آب دادم و بیست و یک کبوتر را آزاد کردم.

بیست و یک بار خدا رو با هزار سخن مختلف در بیست و یک حالت سبز٬ با بیست و یک اشک زلال صدا کردم.

امروز باز نور مهتاب نگاه آسمانیت٬ جادوی دریای دل خسته ام شد و قلم را در دستم بی اراده

به رقص آورد. امروز باز دوباره از آن دوباره ها شدم.

دوباره مست تو شدم٬ دوباره بوی گلاب و رایحه ی یکی یه دونه ی گل نرگسم از توی کوچه ی

کاهگلی و غم گرفته ی قلبم عبور کرد و نگاه خیس از اشک و خشک از نیازم رو٬ با دستای سبزرنگش خشک کرد.

من تمام شکوفه هایی را که پیش از تولد تو روییدند تنبیه می کنم

هر چه کردم به جای کیک تولد رشته ی عشقم را از تویی که حتی دلت نمی خواهد منو باور کنی ببرم نشد

تیغ سرزنش را هر چه در گلوی آرزوهایم فرو بردم نبرید

من آخرش هم تشنه می میرم

اما به هر حال خوش آمدی

تولدت مبارک

روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو

         کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو        

         درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم        

         بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم        

          میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم       

         از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عکس بگیرم       

          من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون       

         چراغونی جشنمون، ستاره های کهکشون       

          به جای شمع میخوام برات غمهات و آتیش بزنم       

         هر چی غم و غصه داری یک شبه آتیش بزنم       

          تو غمهات و فوت بکنی منم ستاره بیارم       

         اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بکارم       

          کهکشونو ستاره هاش دریاو موج و ماهیاش        

         بیابونا و برکه هاش بارون و قطره قطره هاش       

          با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک        

         با ل فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک        

         عاشقتو یه قلب بی قرار و کوچک       

         فقط می خوان بهت بگن :.

.

.

.

تولدت مبارک

نمی دانم که دانستی دلیل گریه هایم را

نمی دانم که حس کردی سکوتم را

ولی دانم که می دانی من عاشق بودم و هستم

وجود ساده ات بوده که من اینگونه دل بستم

عزیزم همیشه عشق من هستی و خواهی بود

تولدت مبارک

http://up.ax2ax.ir/images2/mfmemgjfm3xpl103gbyq.jpg


تولد تو اغازیست برای یه دنیا مهربانی

تولد همه خوبیهاست

تولد تمام زیباییهای زندگی

امروز روز توست

امروز برایت زیباترین گلهای دنیا را  خواهم آورد

هر چند تو مهربانتر از همه آنهایی

همیشه به قداست چشمان تو ایمان دارم

چه كسی چشم های تو را رنگ كرده است؟

چه وقت دیگر  گیتی تواند چون تویی را بزاید؟

فرشته ای فقط در قالب یك انسان !


فقط ساده می توانم بگویم :

عزیزم تولدت مبارك

تولد تو اغازیست برای یه دنیا مهربانی



تولد همه خوبیهاست

تولد تمام زیباییهای زندگی

امروز روز توست

امروز برایت زیباترین گلهای دنیا را  خواهم آورد

هر چند تو مهربانتر از همه آنهایی


همیشه به قداست چشمان تو ایمان دارم

چه كسی چشم های تو را رنگ كرده است؟

چه وقت دیگر  گیتی تواند چون تویی را بزاید؟

فرشته ای فقط در قالب یك انسان !


فقط ساده می توانم بگویم :

عزیزم تولدت مبارك



http://www.shahreshab.com/Portals/0/Pictures/650/Htm/132.jpg


بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک

میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک

تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا

و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز

از اسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا

یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن

یکی به نیت تو یکی از طرف من

الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم

به خاطر و جودت به افتخار بودن

تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی

با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی

ببین تو اسمونا پر از نور و پرندس

تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس

تا تو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن

همین شعر و ترانه تو دنیای ما زندس

واسه تولد تو باید دنیا رو اورد

ستاره رو سرت ریخت تو رو تا اسمون برد

اینا یه یادگاری توی خاطره هاته

ولی به شوق امروز می شه کلی قسم خورد

تولدت عزیزم پراز ستاره بارون

پر از باد کنک و شوق ،پر از اینه و شمعدون

الهی که همیشه واسه تبریک امروز

بیان یه عالم عاشق ،بیاد هزار تا مهمون

http://upload.p30pedia.com/uploads/1270746568.jpg



امروز فقط روز توست،میخوام دنیا بدونه
برای جشن زیبات،می خونم عاشقونه
خوش آمدی عزیزم که عشق من تو هستی
منم تا دنیا دنیاست،قدر تو رو می دونم
امروز تولد توست،از ته دل می خونم
تولدت مبارک،مبارک و مبارک
تولدت مبارک،مبارک و مبارک


http://pix2pix.org/my_unzip/12086293201.jpg





تولد تولد تولدت مبارک
مبارک مبارک تولدت مبارک

بیا یه آرزو کن ؛بعدش شمعاتو فوت کن

بیا کنار من باش

بیا هم نفسم باش

بیا با هم باشیم تا

بریم به اوج ابرا

برم شکر بگم امروز

شدم تو عشقت پیروز
مبارک باشه امروز

باشی هر روز پیروز

دلم رو به تو دادم

عزیزم هدیه امسال

دیگه هستی صاحبش

واسه هر روز و هر سال

ایشاالله باشه امسال

واست بهتر از هر سال

عزیزکــــــــــــــــــــــــــــ،دلبرکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تولدت مبارک
http://www.askquran.ir/gallery/images/40680/1_________1.jpg

سال نو مبارک

دقایق و ثانیه ها دارن تند تند می گذرن و باز هم خبری از تو نیست .

امسال هم بدون تو گذشت با تلخی و پر از غصه و اندوه

و با یاد تو و انتظاری بس طولانی و بی پایان.

سال نو داره نزدیک می شه و ثانیه ها دارند از پی هم می گذرند

و من می ترسم می ترسم از اینکه سال آینده  هم تو نباشی ....

چه قدر دلم می خواست امسال کنار تو سال نو را جشن بگیرم

تنها می توانم ازبین این همه فاصله بگویم :

 پروانه ی من!

 عیدت مبارک.............